*درخشنده*

نوشته های مبینایی💖

پاییز...!

  • ۰۰:۰۷
تابستان نفس های آخرش را می کشید
این چندمین بار بود که تمام میشد؟
حسابش از دستش در رفته بود
اما می دانست همیشه در قلب بچه ها خواهد بود
تابستان گرم
با تمام گرمایش 
در حال سرد شدن بود
اما پاییز
درست روبه رویش 
با لبخند ایستاده بود
کسی که پادشاه فصل ها بود
کسی که
با عاشقانه هایش گرم می کرد
این هوای سرد را...
  • ۳۵۹
Parad ox
پاییز جان ،  سلااام ....
سلام بر شما*_*
مسیو ..
پاییز زیباست
همین طوره^_^
ناشناس
:)
:)))))))))
ناشناس
عاقا من چقدر حضورم تو این وبلاگ پررنگ بوده:/

همه از من یاد بگیرن خخخخ
^_^
خخخخخخخخ
واقعا هم همین طور بوده عزیزم*_*
Mobina kkk
^_~
:))))))))))
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
آسمان همچو صفحه دل من
روشن از جلوه های مهتابست
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خوابست
:)))
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan